گروه نوآوری و کسب و کار اجتماعی

زیر مجموعه پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه شریف

گروه نوآوری و کسب و کار اجتماعی

زیر مجموعه پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه شریف

گروه نوآوری و کسب و کار اجتماعی

پژوهشگران عضو گروه نوآوری و کسب و کار اجتماعی پژوهشکده سیاست گذاری دانشگاه صنعتی شریف، اینجا از فکرها و دل نوشته هایشان راجع به فعالیت ها و هدف های گروه می گویند. مطالب منعکس شده در این وبلاگ، به هیچ وجه منعکس کننده دیدگاه رسمی گروه نیست و بیان کننده نظرات شخصی نویسندگان است.
برای ارتباط با ما به این آدرس ایمیل بزنید:
socialristip@gmail.com

کانال تلگرام کسب و کار اجتماعی

سامانه آموزشی سرو

خبرنامه کارآفرینی اجتماعی حرکت

خبرنامه حرکت یک

شماره های پیشین

به فهرست دریافت کنندگان خبرنامه کارآفرینی اجتماعی «حرکت» بپیوندید.

عضویت در خبرنامه

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

«کارآفرینی اجتماعی»، اولین مرتبه بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ استفاده شد و با افزایش مشکلات اجتماعی در دهه ۱۹۹۰ توجه به این مفهوم افزایش یافت. بسیاری از محققان معتقدند که افزایش مشکلات اجتماعی، کاهش کمک‌ها به سازمان‌های خیریه که برای برطرف کردن مشکلات اجتماعی تلاش می‌کردند و ضعف و ناکارآمدی سازمان‌های خیریه سنتی، عوامل اصلی پیدایش مفهوم کارآفرینی اجتماعی بوده‌اند.

می‌توان کارآفرینی اجتماعی را اتخاذ رویکردهای نوآورانه و پایدار برای برطرف کردن مشکلات اجتماعی دانست؛ این رویکردها می‌تواند در قالب یک سازمان خیریه‌ی نوآور، یک سازمان انتفاعی یا سازمان دولتی اتفاق افتد.

«کسب و کار اجتماعی»، نخستین مرتبه توسط پروفسور محمد یونس، برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۶ معرفی شد. او نخستین بار این واژه را در کتابش به نام “ساختن جهانی بدون فقر – کسب و کار اجتماعی و آینده سرمایه‌داری” که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، به کار برد. محمد یونس کسب و کار اجتماعی را کسب و کاری، بدون ضرر و بدون تقسیم سود می‌داند که با هدف اصلی برطرف کردن مشکلات اجتماعی تاسیس می‌شود.

با توجه به افزایش مشکلات اجتماعی و پتانسیل بالای این مفاهیم در کاهش مشکلات اجتماعی، این مفاهیم امروزه مورد توجه ویژه‌ای قرار گرفته‌اند؛ اما انتقادهایی به کارآفرینی اجتماعی و مفاهیم مشابه آن وارد است که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود.

در غیاب ساختار حقوقی مشخص برای فعالیت سازمان‌هایی که با عنوان «بنگاه اجتماعی» یا «کسب و کار اجتماعی» فعالیت می‌کنند و در نبود نظارت بر فعالیت آنها، صرف بیان اینکه یک سازمان، کسب و کار یا بنگاه اجتماعی است، مزایای زیادی برای آن به همراه خواهد داشت؛ مشتریان آن کسب و کار به علت اعتماد مردم افزایش می‌یابد، تصویر مثبتی از سازمان در ذهن مشتریانش ایجاد می‌شود و معمولا شدت رقابت به علت عدم ورود رقبا کاهش می‌یابد

برخی از منتقدان معتقدند که تحت شرایط ذکر شده در بالا این مفاهیم، پوششی فراهم کرده اند که کسب و کارها‌ ضمن انجام فعالیت‌های سابق خود یعنی دنبال کردن هدف کسب حداکثر سود اقتصادی، از بسیاری از فشارهای محیطی ناشی از رقابت و قوانین در امان باشند. آنها معتقدند در شرایطی که برای تبدیل شدن به یک کسب و کار یا بنگاه اجتماعی، کافیست یک شرکت اعلام کند که کسب و کار اجتماعی است و پس از آن تحت هیج گونه نظارتی قرار نمی‌گیرد، کسب و کار اجتماعی زمینه‌ای برای سوءاستفاده سازمان‌های تجاری فراهم است.

از طرفی برطرف کردن مشکلات اجتماعی بسیار وابسته به نظام فکری و ارزشی فرد کارآفرین اجتماعی است. یک کارآفرین اجتماعی‌ ممکن است به زعم خود در جهت برطرف کردن مشکلات اجتماعی اقدام کند ولی آثار منفی اجتماعی گسترده‌ای به جای بگذارد؛ همچنان که نمونه‌های بسیاری در تاریخ با هدف خدمت به جامعه، فجایع بزرگی خلق کرده‌اند. البته این موضوع یکی از حساسیت‌های کارآفرینی اجتماعی و هر فعالیت اجتماعی دیگری محسوب می‌شود.

برای مطالعه متن کامل‌تر انتقادهای وارد شده به کارآفرینی اجتماعی و مفاهیم مشابه آن به این لینک مراجعه نمایید.

  • رضا طبیب زاده

رادار نوآوری

سه شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۸ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


رادار نوآوری ابزاری است که توسط محققان  Kellogg School of Management توسعه یافت. رادار دیدی 360 درجه درباره نوآوری جاری در شرکت و جایگاه استراتژی می دهد. رادار نوآوری 4 بعد اصلی کسب و کار را پوشش می دهد. این 4 بعد عبارتند از:

-1 چیزی را که شرکت می سازد (what)

-2 مشتریانی که خدمت رسانی می شوند (who)

-3 فرایند های به کار گرفته شده (how)

-4 نقاطی از بازار که محصول یا خدمت به آن ارائه می شود (where)

بین این 4 بعد اصلی 8 بعد فرعی دیگر قرار می ­گیرند؛ بنابراین در مجموع رادار نوآوری شامل 12 بعد که در ذیل به اختصار شرح داده شده است؛ است.

  • میلاد جلالوند

تلاش های کم بازده

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۹ ب.ظ

یکی از اقدامات مفیدی که در کشور های اروپایی، خصوصا ایتالیا انجام می شود، سپردن پروژه های اجرایی دولت و شهرداری ها در زمینه اجتماعی به سازمان های مردم نهاد است. برای مثال ارائه خدماتی مانند مراقبت و نگهداری از کودکان و سالمندان، خدمات آموزشی برای محرومان و خدمات اجتماعی برای اقشار محروم در کشور ایتالیا بر عهده شهرداری ها است. شهرداری ها به جای آن که خود درگیر اجرای پروژه شوند، انجام آن را به صورت مناقصه ای به سازمان های مردم نهادی که با عنوان تعاونی اجتماعی ثبت شده اند می سپارد. این تعاونی ها توسط افرادی با دغدغه مسائل اجتماعی ثبت شده است و سعی دارند در زمینه رفع مشکلات اجتماعی فعالیت کنند به همین دلیل پس از دریافت پروژه از سوی شهرداری، نه تنها به دنبال سود های کلان نیستند، بلکه سعی می کنند پروژه را با کیفیت هرچه بهتر انجام دهند تا مردم بیشتر از آن منتفع شوند. با این کار علاوه بر کاهش هزینه های شهرداری، بودجه لازم برای ادامه حیات تعاونی اجتماعی نیز مهیا می شود و با ادامه فعالیت این تعاونی ها، نیروی انسانی بیشتری در جامعه تربیت می شود.

در ایران نهاد های بسیاری در زمینه محرومیت زدایی فعالیت می کنند. از سازمان هایی مانند بنیاد مستضعفان و کمیته امداد امام خمینی که به همین منظور تشکیل شدند، تا کارخانه های دولتی که در راستای مسئولیت اجتماعی شان پروژه هایی برای مناطق محروم انجام می دهند. از طرف دیگر سازمان های مردم نهاد و خیریه های بسیاری نیز در سطح کشور برای بهبود کیفیت زندگی اقشار محروم تلاش می کنند. ساختارهای بروکراتیک و کهنه نهادهای حاکمیتی، چابکی و انگیزه لازم برای فعالیت بهینه و کارا در این زمینه را ندارند. از طرف دیگر سازمان های مردم نهاد با نیروی انسانی جوان، دغدغه مند و با انگیزه درگیر حل مشکلات مالی خود برای ارائه خدمات بیشتر به محرومین هستند.

جمع هزینه هایی که در یک سال برای محرومیت زدایی در کشور ما انجام می شود بسیار بالا است اما به دلیل آن که هر نهادی به صورت جزیره ای و خودمختار، بدون داشتن تخصص لازم وارد عمل می شود، این سرمایه هنگفت خروجی مورد انتظار را ندارد و نتایج مثبت این تلاش ها در اندازه هزینه صرف شده برای آن ها نیست. ایجاد یک نهاد متولی و هادی برای محرومیت زدایی در کشور و التزام تمام نهادهای فعال در این زمینه به پیروی از سیاست های مرکزی نهاد متولی می تواند این سرمایه ها را در مسیری علمی، پر بازده و در یک راستا هزینه کند تا شاهد دستاوردهای بزرگتری باشیم.

اما از آن جایی که دستیابی به این مهم دور از دسترس به نظر می آید، نهاد های فعال می توانند به جای آن که خود درگیر انجام پروژه های محرومیت زدایی شوند و یا آن که اجرای آن را به شرکت های پیمانکاری بسپارند، طی تعاملی سازنده با سازمان های مردم نهاد فعال و با تجربه در این زمینه، نه تنها در تعریف پروژه از آن ها کمک بگیرند، بلکه اجرای طرح را نیز به آن ها بسپارند. این سازمان ها به دنبال سود مادی برای خود نیستند و طرح را با کمترین هزینه انجام می دهند. از طرف دیگر دغدغه مندی این افراد باعث می شود طرح با بیشترین کیفیت ممکن اجرا شود. اگرچه باز هم مشکلات مطرح شده مانند هم راستا نبودن فعالیت این گروه ها حل نمی شود اما ساختار های خشک اداری ظرفیت لازم برای این قبیل فعالیت ها را ندارند و اگر تنها به تامین هزینه های طرح بپردازند و تدوین و اجرای آن را به سازمان های مردم نهاد واگذار کنند می توانیم شاهد نتایج بهتری باشیم.

  • نوید خنوه